پارادوکس انتخاب ؛ آنچه از آقای “شوارتز” آموختم

آنچه در این مطلب می خوانید برداشت آزادی است از سخنرانی آقای Barry Schwartz با عنوان The Paradox of Choice در وبسایت TED؛

The Official Dogma یا اصل رسمی بیان می دارد که آنچه باعث ایجاد رفاه بیشتر می شود داشتن آزادی های بیشتر است و آنچه باعث ایجاد حس آزادی در آدمی می شود داشتن گزینه هایی جهت انتخاب است؛؛ مطابق این اصل هر چه برای انتخاب کردن گزینه های بیشتری پیش رو باشد، آزادی بیشتری در انتخاب وجودد دارد و این آزادی بیشتر القای حس رفاه بیشتر برای نوع بشر خواهد کرد.

امروز اگر برای خرید سس سالاد به سوپر مارکت محل تان بروید با تنوعی عجیب از انواع سس ها مواجه خواهید شد. ییش از صدها سس با طعم های مختلف. اگر در فکر خرید یک سیستم صوتی کامل باشید با توجه به تنوع در انتخاب دستگاه پخش، تیونر، آمپلی فایر، اسپیکر و … احتمالا میلیون ها انتخاب خواهید داشت. در واقع آنچه امروزه با آن مواجه هستیم انفجاری از انتخاب هاست. در نتیجه این انفجار انتخاب باید در هر لحظه از زندگیی تصمیم بگیریم؛ از تصمیم برای انتخاب نوع و طعم پنیر صبحانه، تصمیم برای جواب دادن یا ندادن به شمارهه ناشناسی که با شما تماس گرفته تا تصمیماتی بزرگتر.

انسان در گذشته تا این حد آزادی انتخاب نداشته است. حال سوال این است: این تغییر و این آزادی انتخاب خبری خوب است یا بد؟ تاثیرات مثبت این پدیده شاید بر ما واضح باشد و آن را بدانیم. اما تاثیرات منفی این آزادی انتخاب چیست؟

اگر کمی مثل من بستنی خور باشید و سری به بستنی فروشی سن مارکو -روبروی پارک قیطریه- زده باشید با توجه به محدودیت ناخواسته در تعداد اسکوپ هایی که یک انسان معمولی می تواند نوش جان کند، حتما دچار سردرگمی و گیجی در انتخاب طعم مورد نظرتان شده اید. انتخاب تنها سه یا چهار طعم از میان گزینه های هیجان انگیز بستنی شکلاتی، پسته ای، موهیتو، ماست بستنی، شکلات تلخ، فندقی و ده ها طعم دیگر کار ساده ای نیست؛

آنچه می خواهم بگویم این است: انتخاب های بیشتر ، تصمیم گیری را سخت می کند تا حدی که گاهی شاید باعث شود تصمیم گیری به تعویق بیفتد. نتایج یک تحقیق در یک شرکت سرمایه گذاری بازنشستگی در امریکا نشان داده است که به ازای هر ده انتخابی که کارفرما برای سرمایه گذاری عرضه کرده، نرخ مشارکت کارمندان برای سرمایه گذاری دو درصد کاهش یافته است! ارائه پنجاه انتخاب برای سرمایه گذاری، نرخ مشارکت را نسبت به زمانی که تنها پنج انتخاب به کارمندان می دادند، 10 درصد کاهش داده است. در واقع انتخاب از میان پنجاه گزینه آنقدر سخت بوده که تصمیم گیری به فردا و فردا و فردا موکول شده و در نتیجه هیچ وقت تصمیمی گرفته نشده است. این چیزی است که به آن فلج شدن -به جای حس آزادی- در ازای انتخاب های زیاد میی گوییم.

حتی اگر بر این فلج شدن غلبه کنیم و بتوانیم از میان تمام گزینه ها انتخاب انجام دهیم و تصمیم بگیریم، باز هم رضایت ما از این تصمیم گیری نسبت به زمانی که با انتخاب های محدودتری مواجه بودیم، کمتر است؛ انتخاب از میان گزینه های بیشتر به این معنی است که شما با آن تصمیم و در ازای بدست آوردن یکی از گزینه ها، چندین گزینه دیگر را از دست داده اید. این مساله باعث کاهش رضایت از تصمیم گیری خواهد شد حتی اگر چیزیی که انتخاب کرده ایم عالی باشد.

انتخاب های بیشتر با جنبه های جذاب بیشتری همراه است و برگزیدن یکی از گزینه ها به معنای از دست دادن جذابیت موجود در سایر گزینه هاست. در نتیجه وقتی چیزی را انتخاب می کنید یا کاری را انجام می دهید، تصمیم گرفته اید که بسیاری از انتخاب ها را کنار بگذارید یا بسیاری کارها را انجام ندهید که این بصورت ناخودآگاه باعث کم شدن جذابیت انتخاب یا کاری که انجام می دهید خواهد شد.

اگر بیست سال پیش می خواستید گوشی تلفن همراه بخرید، مجبور بودید بین مدل های موجود آلکاتل و نوکیا یکی را برگزینید. اگر آنها مشکلی هم داشتند، مقصر شما نبودید، گزینه های موجود همین بودند. اما اگر امروز بخواهید یک گوشی تلفن همراه انتخاب کنید، پس از قرار دادن چندین فیلتر، با صدها گزینه مواجه هستید. اگر انتخاب شما پس از خرید دچار عیب و ایرادی باشد چه کسی مقصر است؟ احتمالا شما! چون انتخاب های بهتری نیز وجود داشته که آنها را کنار گذاشته بودید.

امروزه داشتن انتخاب های زیاد، سطح توقعات ما را نیز بالا برده است. اگر در گذشته فقط یک مدل شلوار جین وجود داشت که آن را می خریدیم و می پوشیدیم، امروز با ده ها مدل برای انتخاب شلوار جین مواجه هستیم. شلوارهای اسلیم فیت، میدیوم فیت، ریلکس فیت، دمپا گشاد، دمپا لوله تفنگی، سنگ شور، اسید شور، پاره پاره، ساده و … . با این تنوع انتظار داریم انتخاب فوق العاده ای انجام دهیم. اما اتفاقی که می افتد این است: انتخابمان شاید انتخاب خوبی باشد اما فوق العاده نیست!

توجه کرده اید که چه تعداد کثیری از آدم ها اذعان می دارند که زندگی در گذشته چقدر خوشایندتر و لذت بخش تر بوده؟! یا شنیده اید که “چقدر همه چیز بهتر بود آن موقع که همه چیز بدتر بود!!”؟!

در گذشته به علت انتخاب ها و گزینه های کمتر، انسان ها تجربیات غافلگیر کننده دلنشینی داشتند. در دنیای وفور نعمت زده صنعتی پر از توقع ، انتخاب و کمال گرای امروز، بهترین حالتی که می توانیم امیدش را داشته باشیم این است که نتیجه تصمیم و انتخابمان به خوبی توقعمان باشد و دیگر هرگز نمی توانیم به شکل دلنشینی غافلگیر شویم. انگار باید به این کلیشه تن داد که راز شادی کم توقعی است.

یکی از دلایل افزایش افسردگی و خودکشی در دنیای صنعتی امروز، احساس شکست و سرزنش ناشی از تنوع انتخاب هاست؛ مردم به دلیل بالاتر رفتن استانداردهای انتخابشان، تجربیات ناامید کننده ای دارند و وقتی می خواهند این تجربیات را تحلیل کنند، خود را مقصر آن می دانند.

در ابتدای این مطلب به “اصل رسمی” اشاره شد. اصلی که بیان می دارد رفاه بیشتر در گرو آزادی بیشتر است و برای داشتن آزادی بیشتر، انتخاب هایی بیشتر باید داشت. اما با تمام صحبت هایی که شد به نظر می آید این اصل آنچنان که باید درست نیست.

قطعا داشتن گزینه هایی برای انتخاب بهتر از نداشتن هیچ گزینه ای است اما تعداد زیاد گزینه ها و انتخاب ها بهتر از تعداد کم آن نیست. حتما یک عدد بهینه برای تعداد انتخاب ها وجود دارد و این آن چیزی است که واحدهای بازاریابی شرکت ها بایستی به درستی به آن دقت کنند.

برای یک ماهی که در تُنگ آب زندگی می کند، شکستن تُنگ به منظور رفع محدودیت نه تنها آزادی ایجاد نمی کند که باعث فلج شدن خواهد شد. شکستن تُنگ رفع محدودیت نیست؛ کمتر کردن رضایت است.

2 نظر

  1. محمد رضا مینوپور

    بسیار عالی
    البته خدا را شکر بغیر از بستنی و سس و شلوار و گوشی همراه… در اکثر انتخاب های اساسی زندگی گزینه های چندانی وجود ندارد.

    • عقیل

      سلام و عرض ادب خدمت جناب مینوپور
      انتخاب در مواردی که ضرر اشتباه جبران ناپذیر میباشد بسیار دشوارتر خواهد بود
      شاید به همین علت در انتخابات مهم زندگی تعدد گزینه ها در آن واحد باعث شده نهایتا شخص هیچ انتخابی نداشته باشد
      زیرا بررسی و مقایسه تک تک گزینه ها خارج از توانایی شخص میباشد و ترس از انتخاب یکی و از دست دادن سایر گزینه ها باعث فلج شدن شخص شده
      اما در انتخابات روزمره شاید تفاوت ضرر و یا سود ناشی از انتخاب درست و اشتباه آنقدر در مقابل هزینه تحقیق در موردآن ناچیز است که شخص کمتر در انتخاب دچار دشواری میشود

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *