شاهکاری به نام بادبادک باز

بادبادک باز، اولین رمان خالد حسینی نویسنده افعانی-آمریکایی است که به زبان انگلیسی نگاشته شده است؛ کتابی جذاب و گیرا که روایت کننده زندگی، شجاعت، برادری، خیانت، جنگ، مهاجرت، فقر، آوارگی و بهای وفاداری است.

شخصیت اول رمان، امیر، پسر یک تاجر متمول پشتون است که خود او راوی داستان می باشد. امیر شاید حسود، بُز دل و نفرت انگیز جلوه کند اما داستانی که وی روایت می کند داستان شجاعت است.

قصه بادبادک باز در دل افغانستان و در اوایل دهه 70 میلادی جان میگیرد؛ کشوری نسبتا آزاد که تحت سلطه نظام پادشاهی است. کمی بعد اما یک کودتا، پس از آن حمله شوروی، حکومت طالبان و در نهایت حمله امریکا به افغانستان، چشم انداز زیبای کابل را که در ابتدا تصویر شده بود، تغییر می دهد.

اولین کتاب خالد حسینی راوی احساسات پیچیده و متناقض شخصیت اول داستان است. حس احترام، ترس و نفرت به پدرش و حس دوست داشتن، برادری، حسادت و خیانت به حسن، نزدیک ترین دوستش. نویسنده اما پیچیدگی شخصیت ها و احساساتشان را به طرزی شگفت انگیز تصویر کرده و خواننده را سوار بر موج داستان جلو میبرد.

بادبادک باز اینگونه به پایان میرسد: ” آیا قصه زندگی کسی به خوبی و خوشی تمام میشود؟… زندگی میگذرد: بدون توجه به ابتدا، انتها، کامیابی، ناکامی و سرگشتگی ها. مثل کاروان کوچ نشین ها، آهسته و غبارآلود پیش میرود.” 

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *