زندگی و شادی

نزدیک به  دو سال پیش، تصویری ازخودمان؛ چند دختر و پسر جوان که روی تپه‌ای برفی ایستاده‌ایم و لبخند بر لب داریم؛ در اینستاگرام منتشر کردم. ذیل عکس پرسیده بودم شاخص های شاد بودن چیست و چطور می‌توان همیشه شاد زندگی  کرد؟

امروز اگر به عنوان مخاطب خود، در پی پاسخ به این پرسش باشم، این چنین می‌گویم:

شادی امری درونی است. وابسته به امور بیرونی نیست؛ بلکه به تفاسیر ما از رویدادهای بیرونی بستگی دارد. میهای چیکسنت میهای در کتاب تجربه اوج می‌گوید شادی وضعیتی است که باید برایش آماده شد، آن را پرورش داد از و از آن پاسداری کردحال بهتر می‌فهمم که مقصود جان استورات‌میل چیست وقتی می‌گوید آن لحظه‌ای  که از خودتان در باره شاد بودن تان سوال می‌کنید به شادی‌تان پایان داده‌اید.

شادی، این امر درونی، ریشه‌هایی عمیق در روان هر آدمی دارد. قدرت نیازها،‌ اضطراب‌ها، کارکردهای نهاد، ‌خود و فراخود، ‌آموخته‌های دوران کودکی و ناخودآگاه پیچیده هر یک از ما، سبب می‌شود نتوانیم شاخصی یکتا و تمام‌شمول و یا ‌نسخه ای جهت شفا، ارائه کنیم. ‌٬شاخص های شاد بودن چیست٬ یک پرسش خصوصی است که بهتر است از خویش بپرسیم تا از دیگران. یافتن پاسخ این پرسش و جستجوی خویشتن در لایه های درونی وجود، سفری ناب و شادی‌آفرین است.

چطور می‌توان همیشه شاد زندگی کرد؟ راستش نمی‌شود.  برای اینکه بشود همیشه شاد زندگی کرد  باید بپذیریم که نمی‌شود همیشه شاد بود و شاد زیست. زیاد گفته‌اند و شنیده‌ایم؛ از بالا و پایین روزگار، از امواج خروشان و جریان آرام زندگی، از روزهای ناتوانی و استیصال تا روزهایی در اوج و شکوه. اما انگار زندگی همین است و جز این نیست؛  تاب آوردن هرآنچه از عهده خارج است و زیستن لحظاتی که ممکن.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.